نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
وبلاگ دولت رحمانیان - شاعر تاجیک
 
 
 
 
 
 

                آفتابگردان

وبلاگ دولت رحمانیان - شاعر تاجیک

 

صفحه اصلی

بايگانی نوشته ها پست الکترونيک

یکشنبه، 21 تیر، 1383

دولت رحمانیان –شاعری با آینده ی روشن

 

  

از شاعران جوانی  ست که در  آثارش رنگ و بوی تلاش و نو جویی به چشم می خورد. متولد سال 1965 م. در ناحیه وخش است . تا کنون سه مجموعه شعر منتشر کرده است ، ( رستخیز روح ) سال 1995 م. دوشنبه – ( نیستان ) سال 1996 م. دوشنبه و ( مرز نسیان ) سال 2002 م. دوشنبه . با تورقی در آخرین کتاب وی که 60 صفحه دارد ، به 25 غزل بر می خوریم و این یعنی نیمی از شعرهای این کتاب و بیشتر دغدغه ی این شاعر قالب غزل است و اتفاقا در این مسیر گام های خوب و ارزنده ای نیز برداشته است.

گاه بیت های زیبا و نابی نیز در لابلای غزل هایش به چشم می خورد، این بیت را ببینید:

خوابم امشب خالی از معراج نیست

کز پر خورشید ، بالین کرده ام

                                     ( مرز نسیان – ص48)

و گاه بیت های قابل تاملی ارائه می دهد که اگر در معنای آن عمیق شویم نه تنها رنگ کفر ندارد که عین دینداری ست:

ز نیش مه به زخم دل فزودم

که راز سر به مهر شب گشودم

چو کردم قبله ها را رخنه دیدم

به پای هیچ می ریزد سجودم

                                  (مرز نسیان – ص 23 )

اگر چه تمام ابیات این غزل یکدست نیست و ابیات بالا در ردیف شاه بیت های غزل به حساب می آید ، اما همین خود اوج پروازهای شاعر جوانی را می نمایاند که می تواند در آینده ی نزدیک  ، غزلی با چنین استحکامی بسراید ، اگر اندکی بیشتر در انواع علوم ادبی و عرفانی و فلسفی و علوم دیگر غور و تفحص نماید ، بی گمان آینده ای درخشان در انتظار اوست.

زبان غزل های این شاعر بیشتر هندی ست. بی گمان او بیدل را خوانده است و از بزرگان سبک هندی ابیات فراوانی در ذهن دارد و از تجربه های این سبک به خوبی نیز استفاده کرده است.این ابیات دلیل این ادعاست:

می رود خون غم از دل به نیستان تنم

پیر کنعان ! حذر از فاجعه ی پیرهنم

سر از گور گریبان تو ای یار غریب

دارد از موی چو کافور ، نشان کفنم

                                      ( مرز نسیان- ص36 )

 

و گاه در اوزان کوتاه نیز در سبک هندی غزل های قابل اعتنایی ارائه می دهد:

شمعم که گرم روی بیابانم

بیگانه با بلاد چراغانم

شمعم که چشم قبله نما دارم

آتش دوانده در نی مژگانم

                            ( مرز نسیان– ص 25 )

 

این شب سرخیده جبین است

آینه ی خون شده این است

ساحت خونین کفنی ، شب

چون دل یعقوب ، حزین است

مردمک دیده زد این بانگ

صبح قیامت به کمین است

                             ( مرز نسیان _ ص 46 )

 

احاطه ی خوب این شاعر به وزن و استخدام اوزان متناسب با محتوای کلام و شور عارفانه و عاشقانه می تواند نوید یک غزلسرای با تجربه و خوب را در آینده نزدیک در غزل تاجیکستان بدهد. در مجموع تجربه های این شاعر بخصوص در عرصه ی غزل ، آن هم در کتاب آخرش بسیار امیدوار کننده است.

 

در میان یادداشت هایم از تاجیکستان این غزلش را که روزی برایم خوانده بود ، در برگه ای نوشته بودم . غزلی که با تاثیر از وزن و حال و هوای مصراعی از شاعر بزرگ خراسانی ، روانشاد مهدی اخوان ثالث سروده شده بود. اگر چه این غزل در صفحات 21 و 22 این کتاب نیز آمده است.

با هم این غزل دولت رحمانیان را به همراه غزلی دیگر از وی  می خوانیم:

 

بهار وصل

 

 

" می روم سحر ز دیارت " بار آخرین نظرم کن

شب که سرد ماند کنارت ، یاد سوز پر شررم کن

 

زندگی غروب سیاهی بود و فرصتی به گناهی

رانده ام ، بیار نگاهی ، پس اشارتی به درم کن

 

من بجز غم تو ندانم ، با دل رسیده به جانم

پیش از آن که دور بمانم ، میل  تازه سوی برم کن

 

سوختم به بوی گدایی ، ای بهار وصل کذایی

با گل ار که رو ننمایی ، روز مرگ ، خاک ترم کن

 

با خمار عشق نشستم ، در زدند ، پنجره بستم

پس به آه مست ، شکستم ، ای فلک ، شکسته ترم کن ...

 

آفتاب صبح نیازا ، خواهمت حضور درازا

سر به آسمانه گدازا ، بعد از این خدا نگرم کن ...

 

مانده زیر بار ثقیلم ، این دو بال خسته دلیلم

کم مگیر بانگ رحیلم ،" خیز و توشه ی سفرم کن"

 

 

 

راز

 

 

ز نیش مه ، به زخم دل فزودم

که راز سر به مهر شب گشودم

 

چو کردم قبله ها را رخنه دیدم

به پای هیچ می ریزد سجودم

 

چه فکری خواست کز دستاس گردون

بجز روح غریب خود نسودم

 

کبوتر رنگ ایمان داشت صبحی

که چشم حسرت یک لانه بودم

 

من این آتش زدم در خود که باشد

حجاب دیده ی تحقیر ، دودم

 

خدا را مطرب غم رود انگیخت

به مضراب دلم از تار و پودم

 

مرا در آستان چون لاله پژمرد

روان خسته ی فصل ورودم

 

وداعت کردم ای اقبال ، وقتی

که دیدم نیست پاسخ بر ورودم

 

                                            ( مرز نسیان – ص 23 )

 

 

 

پيام‌هاى ديگران

Link #1

Link #2


امکانات

لوگوي وبلاگ شما

 

حضور و غياب:


وبلاگ دوستان

ادبستان
كتيبة زخم
ايرج شهباز
غزل معاصر
وحيد اميري
رستم وهاب
گنگ خوابديده
عبدالسميح حامد
عبدالصابر كاكايي
يادداشتهاي روزانه
محمد كاظم كاظمي
محمد شريف سعيدي
عبدالرحيم سعيدي راد
محمد حسين ابراهيمي
سيد علي مير افضلي
عشق عليهالسلام
اخبار هفتگي ادبي
فرهنگستان زبان
ابوالفضل نظري
ترجمه ادبي
آبتين
ايرنا
ايسنا
حوزة هنري
مسلم فدايي
خانة داستان
عبدالجبار كاكايي
عبدالستار كاكايي
سيد ضياء قاسمي
سيد رضا محمدي
علي محمد مودب
جليل صفر بيگي
يادداشت هاي روزانه
غزل امروزافغانستان
سيام? بهرام پرور
تشنه تر از سراب
محمد علي قاسمي
يك جرعه غزل
من و ويرجينيا
فرزدق اسدي
مهدي فرجي
مژگان بانو
ناصر فر
نیروانا
سید علی میرباذل
رستم وهاب نیا
سیاووش-شاعر تاجیک
محمد علی عجمی-شاعر تاجیک
دولت رحمانیان -شاعرتاجیک
عبدالله قادری-شاعرتاجیک
رحمت نذری-شاعرتاجیک
عبدالله قادری-شاعرتاجیک
عطا میرخواجه -شاعرتاجیک
فرزانه خجندی-شاعره تاجیک
کمال نصرالله -شاعر تاجیک
مؤمن قناعت- شاعر تاجیک
نظام قاسم - شاعر تاجیک
خیراندیش- شاعرتاجیک
ادب تاجیک



جلیل آهنگرنژاد
عبدالرضا رادفر
پندار


   

   

   

  RSS 2.0